تبلیغات
بانکداری مجازی
بانکداری مجازی
بانکداری مجازی مسیر توسعه
: : : :
درباره ما
من کارشناس ارشد مدیریت دولتی ،گرایش منابع انسانی هستم و در زمینه بانکداری دارای بیست سال سابقه کاری در بانک ملت می باشم و دروس بانکداری را در دانشگاه های مختلف تدریس می کنم و از سال 1381 پست مدیریتی دارم و مدت دو سال هم ریس حوزه غرب استان مازندران در بانک ملت هستم.
هدف از ایجاد این وبلاگ ارائه تجربیات بانکی و درج مقالات علمی در ضمینه بانکداری به بازدید کنندگان محترم است.

سخنی با كاربران محترم وبلاگ

پیش از هر چیز از كلیه دوستانی كه ما را مورد لطف قرار داده اند سپاسگزاریم.

از كلیه دوستانی كه مایل به درج مقالات خود در این وبلاگ هستند خواهش مندیم تا با مدیر وبلاگ تماس بگیرند.

برای پاسخ به سوالاتی كه مطرح میشود ما طبق برنامه سوالات را با دانشجویان مطرح و از ایشان درخواست مقاله در ضمینه سوال مطرح شده می كنیم . لذا از تاخیری كه در پاسخ سوالت پیش می آید قبلا عذر خواهی می كنیم.

به زودی از منابع ترجمه در ضمینه بانكداری الكترونیك استفاده خواهیم كرد.

از پیشنهادات و انتقادات شما استقبال می كنیم


عطااله فدایی
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات اضافی
گزارشی از ...6 -سوئیفت چیست ؟
گزارشی از ..5 - سامانه تسویه ناخالص آنی- ساتنا
گزارشی از ..4 - مدیریت وبرنامه ریزی استراتژی
گزارشی از ...3 -مدیریت ریسک
گزارشی از ...2 - راهنمای استفاده از اینترنت بانک برای مشتری
گزارشی از نحوه عملکردسیستم بانکــی ومدیریت وبرنامه ریزی استراتژی
پول شویی 2 /
پول شویی1 /محقق مجتبی ثمر بخش طهرانی
مدیریت دانش 2
مدیریت دانش 1
مراحل گشایش اعتبار اسنادی 2
مراحل گشایش اعتبارات اسنادی /محقق فهیمه پور مهربان
صندوق بین المللی پول3
صندوق بین المللی پول2
صندوق بین المللی پول1
مالیه عمومی و تعیین خط مشی دولت2
مالیه عمومی و تعیین خط مشی دولت1
تورم 5 /احسان شمس
تورم 4 /احسان شمس
تورم 3 /محقق احسان شمس
تورم 2 /احسان شمس
تورم1/محقق :احسان شمس
باتکداری الکترونیکی2 /محمد حسین آقازاده و پیام رضازاده
باتکداری الکترونیکی1/محققین :محمد حسین آقازاده و پیام رضازاده
تورم/محقق امید رمضانپور
بانکداری الکترونیک و سیرتحول آن در ایران 3 /محقق مریم مجدی
بانکداری الکترونیک و سیرتحول آن در ایران 2 /محقق مریم مجدی
بانکداری الکترونیک و سیرتحول آن در ایران 1/محقق مریم مجدی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق9/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق8/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق7/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق6/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق5/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق4/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق3/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق2/عطااله فدایی
شیوه‌های اعتبارسنجی مشتریان ـ مطالبات معوق1 /عطااله فدایی
پول شویی/محقق محمد انصاری جاوید
سیر تحول بانکداری اینترنتی در بانک پارسیان-فصل دوم2/محقق مهدیه اشکوری
سیر تحول بانکداری اینترنتی در بانک پارسیان-فصل دوم/محقق مهدیه اشکوری
سیر تحول بانکداری اینترنتی در بانک پارسیان-فصل اول/محقق مهدیه اشکوری
نقشه راه بانکداری نوین ایران :نظام پرداخت نوین بانکداری الکترونیک (3 )
نقشه راه بانکداری نوین ایران :بانکداری یکپارچه (2)
تعریف بانکداری(1)
تاریخچه بانکداری الکترونیک در جهان
لیست موضوعات پژوهشی در حوزه بانکداری الکترونیک و مجازی
بانک ملت از آغاز تا امروز
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
بانکداری مجازی
Create your flash banner free online

مالیات در اقتصاد ایران  

 

 مالیات از دیرباز تاکنون، همواره به‌عنوان منبع اصلی درآمد دولت برای انجام هزینه‌های آن بوده است. اما مدت‌هاست که از مالیات برای سیاستگذاری‌های اقتصادی، از جمله تشویق یک فعالیت یا محدود کردن فعالیتی دیگر نیز استفاده می‌شود. از آن گذشته مالیات اهرمی برای تعدیل ثروت در جامعه و کاهش شکاف‌های طبقاتی است. این روزها که بحث «مالیات بر ارزش افزوده» به یکی از موضوعات اصلی اصناف و فعالان عرصه اقتصادی تبدیل شده است، رادیو تجارت در گفت‌وگویی با خانم امین‌رشتی، کارشناس امور مالیاتی و مدرس دانشگاه و نیز دکتر جمشید پژویان، رئیس شورای رقابت و کارشناس امور اقتصادی، به بحث و بررسی در خصوص مالیات و انواع آن پرداخته است که در پی می‌آید.

اصولا نظام مالیاتی در یک کشور به چه معناست؟ تعریف کلی در این خصوص دهید. امین‌رشتی: قبل از این‌که وارد بحث نظام مالیاتی شوم، خود مالیات را با یک تعریف ساده مطرح می‌کنم. ما در مورد مالیات زیاد صحبت می‌کنیم اما این مالیات به شکلی از دو جزء اصلی تشکیل می‌شود که یکی نرخ مالیات و دیگری پایه آن است. پایه مالیات چیزی است که مالیات بر آن وضع می‌شود و نرخ مالیات درصدی از پایه مالیات است که به‌عنوان مالیات از آن کم می‌شود. انواع پایه‌های مالیاتی وجود دارد که می‌توان آنها را به دو گروه عمده مالیات‌های بر هزینه و مالیات‌های بر درآمد تقسیم کرد. معمولا مالیات‌های بر هزینه به‌عنوان مالیات‌های غیرمستقیم و مالیات‌های بر درآمد را به‌عنوان مالیات‌های مستقیم مطرح می‌کنند. نمونه‌های آن را بیان می‌کنید؟ مالیات‌های غیرمستقیم مثل مالیات‌های بر مصرف، فروش و مالیات‌هایی که بر بازار وضع می‌شوند یا همین مالیات بر ارزش افزوده که بحث آن بسیار داغ است. اینها مواردی از مالیات‌های غیرمستقیم هستند و بر پایه هزینه وضع می‌شوند. اما مالیات‌هایی مثل مالیات بر درآمد، مالیات بر دستمزد و حقوق، مالیات بر ارث، مالیات بر ثروت از مالیات‌های مستقیم هستند. بحث مستقیم و غیرمستقیم در مالیات به این دلیل مطرح می‌شود که به واقع چه کسی مالیات را پرداخت می‌کند. هنگامی که مالیات بر دستمزد و حقوق اشخاص گرفته می‌شود قطعا کسی که درآمد دارد مالیات را پرداخت می‌کند و از دستمزد و حقوقش کم می‌شود. مالیات‌های غیرمستقیم که به‌طور مثال بر مصرف وضع می‌شود را لزوما فقط مصرف‌کننده پرداخت نمی‌کند، بلکه قسمتی از آن می‌تواند به فروشنده منتقل شود یا بالعکس مالیات‌هایی که بر فروش هستند قسمتی از آن می‌تواند به مصرف‌کننده منتقل شود. درنتیجه این مالیات‌ها را به شکل غیرمستقیم معرفی می‌کنیم. در مورد نرخ‌های مالیات توضیح دهید. نرخ‌های مالیات هم انواع مختلف و تعاریف متفاوتی دارد. اما ملموس‌ترین آن‌ که مردم بیشتر با آن سروکار دارند، نرخ‌های مربوط به درآمد است، مثل نرخ‌های تصاعدی، تنازلی یا نرخ‌های ثابت. فرض کنید از دستمزد و حقوق کسی به‌طور ثابت ۱۰ درصد کسر می‌شود. من همیشه در دانشگاه برای مثال این مورد را می‌گویم که دستمزد اعضای هیات علمی بدون توجه به مبلغ دستمزد ۱۰ درصد کاهش پیدا می‌کند که این یک نرخ ثابت مالیات است. در بحث نرخ‌های تصاعدی باید به جدول‌های دستمزد حقوق توجه کرد که نرخ مالیات براساس افزایش حقوق بالا می‌رود. البته نرخ مالیات بر درآمد کارمندان دولت هر ساله با توجه به سقفی که دولت تعیین می‌کند، مشخص می‌شود. برای مثال از مبلغ ۴۰۰ هزار تومان به بالا مالیات کسر می‌شود ولی به پایین‌تر از این مبلغ مالیاتی تعلق نمی‌گیرد. درست است، دولت هر سال سقفی را برای اخذ مالیات مشخص می‌کند که در دستمزد همه مردم تاثیر دارد. یعنی اگر فردی ۴۵۰ هزار تومان حقوق بگیرد و ۴۰۰ هزار تومان سقف معافیت از مالیات باشد، مبلغ مالیات بر ۵۰ هزار تومان باقیمانده وضع می‌شود. در نتیجه بحث نرخ تصاعدی مالیات رابطه خود نرخ با درآمد است، یعنی با افزایش درآمد نرخ افزایش می‌کند. نباید این اشتباه پیش آید که با افزایش درآمد و ثابت بودن نرخ، مالیات افزایش پیدا نمی‌کند. یک نوع نرخ دیگر است که فرضا در یک محدوده با نرخ ۱۰ درصد مالیات وضع می‌شود و در یک محدوده با نرخ پنج درصد مالیات کسر می‌شود. نرخ دیگر که نرخ تنازلی نام دارد در حقیقت نرخ‌هایی است که روی مالیات بر مصرف وضع می‌شود و با درآمد رابطه معکوس پیدا می‌کند. این مالیات بیشتر در مالیات‌های غیرمستقیم وجود دارد و در مالیات‌های مستقیم کمتر قابل شهود است. در مورد نظام مالیاتی توضیح دهید. قبل از این‌که آقای کینز مواضع جدیدی را در مورد مالیات مطرح کند، مالیات همیشه به عنوان یک منبع درآمد برای دولت‌ها مطرح می‌شد. پس از بحث‌هایی که آقای کینز مطرح کرد این موضوع به وجود آمد که می‌توان از مالیات به‌عنوان یک ابزار سیاست‌گذاری هم استفاده کرد. استفاده از مالیات برای درآمدزایی یک امر بدیهی است و سالیان سال و از زمان «کوروش کبیر» در ایران به‌عنوان «دریک» وجود داشت. در اروپای قدیم هم به صورت باج توسط سلاطین اخذ می‌شد. با این تفاسیر بحث درآمدزایی مالیات قدمت بسیار زیادی دارد و همیشه مورد توجه بوده است. بحث جدید مطرح شده، استفاده از مالیات به‌عنوان یک ابزار سیاست‌گذاری است یعنی می‌توان مالیات را به سوی اهداف مورد نظر سیاسی و اقتصادی سوق داد. فرضا برای متمرکز کردن سرمایه‌گذاری‌‌ها در یک نقطه با تغییر در نرخ‌ها و پایه‌های مالیات، سرمایه به جهتی که دولت در نظر دارد حرکت داده می‌شود. معمولا در بحث نظام مالیاتی هم به بحث درآمدزایی مالیات و هم به جهت‌دهی سیاست‌گذاری‌های دولت توجه می‌شود. نکته‌ای در این میان وجود دارد و این است که گاهی اوقات این تصور پیش می‌آید که چرا کشورهای پردرآمد مثل ایران که درآمدهای غیرمالیاتی مثل نفت و منابع طبیعی دارند، توجه اقتصادشان به مالیات همیشه بیش از بقیه درآمدهای دولت بوده است. این امر به این علت است که اگر یک کشور بخواهد دولت و برنامه‌های باثباتی داشته باشد و بخواهد براساس آنها حرکت کند باید از میزان درآمدهای خود آگاهی و اطمینان داشته باشد که به صورت دائمی هستند. در حال حاضر با نوسان قیمت نفت در کشور اثرات آن در جامعه مشاهده می‌شود و برای مردم ملموس است. این امر نشان می‌دهد که درآمد نفتی، یک منبع قابل اعتماد نیست و با کوچک‌ترین تغییری می‌تواند در برنامه‌های بلندمدت دولت تاثیرگذار باشد. این در حالی است که در برنامه‌های مالیاتی دولت می‌تواند درآمدهای خود را برآورد کند و روی آن برنامه‌ریزی برای پیشبرد اهداف خود داشته باشد. پس توجه دولت به درآمدهای مالیاتی، به‌رغم این‌که مالیات می‌تواند عامل عدم کارایی در اقتصاد باشد اما کماکان اقتصاددانان به داشتن درآمدهای مالیاتی اذعان دارند. همانطور که امروزه در کشورهای پیشرفته دنیا هم مشاهده می‌کنیم که سهم عمده درآمدهای دولت از سوی درآمدهای مالیاتی است. در نتیجه در نظام مالیاتی باید به این دو مورد توجه زیادی داشته باشیم، اما دولت‌ها جدا از بحث درآمدزایی که مالیات برایشان ایجاد می‌کند، با توجه به این‌که چه برنامه‌ای را در نظر و چه سیاست‌هایی را در دست اجرا دارند می‌توانند پایه‌های مالیاتی خود را تغییر دهند. در این خصوص مثالی می‌زنم تا آثار تغییر در پایه یک مالیات ملموس‌تر شود. اگر مبلغ مالیات هزار تومان باشد، می‌توانیم این مبلغ را از پس‌انداز یا از مصرف بگیریم. اگر مالیات بر پس‌انداز وضع شود، یعنی مردم را از پس‌انداز کردن منع می‌کنیم و به او می‌گوییم که در این دوره پس‌انداز گران است. در نتیجه کسی که درآمد و دستمزدش از پس‌انداز و مصرف تشکیل می‌شود، میل بیشتری به مصرف پیدا می‌کند. پس اگر نرخ مالیات بر پس‌انداز افزایش یابد، مردم به سوی مصرف بیشتر حرکت می‌کنند. چنانچه مالیات روی مصرف وضع شود در واقع به شکلی قیمت مصرف در این دوره زیاد می‌شود و هزینه مصرف در حال افزایش است. در نتیجه افزایش هزینه مصرف به خانواده‌ها این توصیه را دارد که مردم به سمت پس‌انداز بیشتر حرکت کنند. این باعث می‌شود که کشور با تغییر پایه مالیاتی، درآمد را به همان میزان هزار تومان داشته باشد اما با آثار متفاوت در اقتصاد. این موضوع بحثی است که اهمیت سیاست‌گذاری‌های مالیاتی را بیان می‌کند به این دلیل که می‌توان جهت و حرکت یک کشور را کاملا تغییر داد. برای نمونه کشوری همانند ایالات متحده آمریکا با اعمال مالیات روی پس‌انداز، مردم خود را به مصرف بیشتر تشویق می‌کند و آمریکا یک کشور بسیار پرمصرف است. با توجه به صحبت‌هایی که مطرح شد، جایگاه پایه‌های مالیاتی و جایگاه اعمال مالیات در یک دولت می‌تواند اهداف و سیاست‌های یک کشور را تعیین کند. سیاست‌های مالیاتی که در مورد آن صحبت کردید در چه ارگانی تدوین می‌شود؟ طراحی یک نظام یا قانون مالیاتی در سه مرحله انجام می‌شود. در مبانی نظری مالیات در ابتدا پایه‌های مالیات توسط اقتصاددانان و براساس اهداف دولت، تعیین می‌شود. بعد از این مرحله برای تعیین محلی که مالیات باید اعمال شود، حقوق‌دانان نظر می‌دهند که این قانون مالیات چگونه باید نگارش شود، در نهایت حسابدارها هستند که باید روی این موضوع نظارت داشته باشند و نحوه اخذ مالیات را تعیین کنند. مراحل ذکر شده پروسه درست طراحی یک نظام مالیاتی است. نظام مالیاتی ما به دلیل ساختارهای سنتی گذشته تغییرهایی داشته که گاهی درست بوده است و گاهی غلط. به‌طور مثال یکی از مشکلاتی که در نظام مالیاتی قدیم داشتیم این بود که اگر مؤدی مالیات، آن را پرداخت نمی‌کرد بعد از پنج سال مالیات را می‌بخشیدیم. یعنی تشویق می‌‌کردیم که اگر بتوانید از پرداخت مالیات فرار کنید، آن را به شما می‌بخشیم. این موضوع در لایحه جدید اصلاح شد. مورد دیگر نوع اجرایی مالیات است که اخیرا بیشتر به آن توجه شده و بحث خوداظهاری مالیاتی است که تاثیر بیشتر مثبتی داشته و مطالعات نشان داده که وقتی مالیات از طریق ممیزهای مالیاتی جمع می‌شود، به مراتب کمتر از حالتی است که خود فرد مراجعه می‌کند. البته می‌توانیم در بحث خوداظهاری برای دادن مالیات تمهیدات بیشتری بگذاریم. مثلا وقتی مالیات جمع‌آوری شد، به شکل تصادفی روی آن متمرکز شویم که درست و غلط بودن آن چگونه است و اگر ایراد داشت، برخورد شدیدی کنیم. من همیشه اعتقاد دارم که در یک نظام مالیاتی قوی، سیستم اطلاع‌رسانی یا همان بحث شفافیت، ارزشمند است. یکی از نظام‌های مالیاتی قوی در دنیا در ایالات متحده آمریکاست. پلیس مالیاتی آمریکا آنقدر قدرتمند است که تمام اطلاعات جزئی افراد کشورش را می‌داند و حتی ممکن است اطلاعاتش از پلیس فدرال نیز وسیع‌تر باشد. این موضوع بسیار مهم است به‌طوری که آقای آلکاپون معروف را پلیس مالیاتی آمریکا دستگیر کرد. یعنی پلیس مالیاتی آنقدر اطلاعات دقیقی از مؤدی‌های مالیاتی خود دارد که امکان فرار مالیاتی را در کشور از بین برده است. خانم امین رشتی انتقاداتی در مورد نحوه اخذ مالیات از کارخانه‌ها و سنگین بودن مالیات‌ها وجود دارد در این مورد توضیح دهید. در قانون مالیات قدیم حدود ۶۵ درصد از درآمد کارخانه‌ها به‌عنوان مالیات اخذ می‌شد که رقم بسیار بالایی بود و در واقع سرمایه‌گذاری را منع می‌کرد. در اصلاحیه جدید نظام مالیاتی این نرخ به ۲۵ درصد رسیده و کاهش بسیار زیادی داشته که این نرخ هم قابل تجدیدنظر است و می‌توان سیاست‌های تشویقی و تنبیهی را اعمال کرد. نکته‌ای را داخل پرانتز باید مطرح کنم که اصولا جز گروه اندکی از افراد جامعه، بقیه عادت به پرداخت مالیات ندارند. یکی از مشکلاتی که هم‌‌اکنون در مالیات بر ارزش افزوده وجود دارد، نداشتن فرهنگ مالیاتی و ضعف در شفافیت بازارهاست. در بحث نرخ‌های مالیاتی دولت به‌عنوان کسی که می‌خواهد درآمدش را افزایش دهد، لزوما کاهش نرخ مالیاتی به معنای کم شدن درآمد دولت نیست و بالا رفتن آن هم به معنای افزایش درآمد نیست. در نتیجه دولت باید در خصوص این‌که در کجا و با چه نرخی مالیات را وضع می‌کند، توجه کافی داشته باشد. ممکن است مالیات و نرخ آن کاهش یابد، ولی به دلیل این‌که چرخ اقتصاد سریع‌تر حرکت می‌کند، میزان درآمد مالیاتی افزایش پیدا کند یا دولت نرخ مالیات را بالا می‌برد اما چون موانع افزایش پیدا می‌کند باعث کاهش درآمدزایی می‌شود. به دو نکته دیگر در فرار مالیاتی باید توجه نشان داد و این‌که وقتی پایه‌های مالیاتی کم باشد و فشار روی هر پایه زیاد، فرار مالیاتی افزایش پیدا می‌کند. این موضوع با بحث‌های فشار در فیزیک قابل مقایسه است که هر قدر سطح مقطعی که فشار روی آن وارد می‌شود گسترده‌تر باشد و میزان فشار وارده کمتر باشد فشار کمتر است و هر چقدر سطح مقطع کوچکتر و فشار بیشتر باشد، فشار وارد بر سطح افزایش می‌یابد. با توجه به این مثال گسترده بودن پایه‌های مالیاتی از عوامل بسیار عمده است که دولت می‌تواند روی آن برنامه‌ریزی کند. این پایه‌ها حتی می‌توانند با معرفی پایه‌های جدید مطرح شوند، فرضا مالیات بر ارزش افزوده، مالیات‌هایی که به‌عنوان مالیات سبز مطرح می‌شوند، مالیات‌های محلی و مانند اینها که مالیات‌های جدیدی هستند و می‌توانیم به وسیله آنها پایه‌های مالیاتی خود را گسترده‌تر کنیم. نکته دیگر نرخ‌های مالیاتی است که هر قدر آنها را افزایش دهیم، فرار مالیاتی بیشتر خواهد شد. در نظام مالیاتی کشور کمتر به بحث پایه‌ها توجه می‌شود و قبل از اصلاحیه جدید مالیات بر سود شرکت‌ها، مبلغ مالیات بسیار زیاد بود، در حالی که گروه بزرگی اصلا مالیات پرداخت نمی‌کنند. چه راهکاری برای شرکت‌ها و کارخانه‌هایی که مالیات باقیمانده و جرائم زیادی دارند، پیشنهاد می‌کنید؟ سازمان امور مالیاتی در جهت حمایت از صاحبان کارخانه‌ها و شرکت‌ها حرکت می‌کند و تغییر در نرخ مالیات بر سود شرکت‌ها، گواه این مطلب است. همچنین در سیاست‌گذاری‌های تشویقی و تنبیهی که بعضا اعمال می‌شود، توجه به این نکته وجود دارد. جناب دکتر پژویان درباره نظام مالیاتی و تاثیری که می‌‌تواند بر رشد اقتصادی جامعه داشته باشد توضیح دهید. پژویان: زمانی که صحبت از مالیات می‌شود باید در نظر داشته باشیم که مالیات وظایفی دارد و یک ابزار اقتصادی نیست که بتوان برای تمام هدف‌ها از آن استفاده کرد. وظیفه اصلی مالیات جمع‌آوری منابع لازم برای انجام وظایف و اهداف دولت است. دولت از مالیات در اموری همچون خدمات عمرانی برای مردم، هزینه‌های اجرایی برای خدمات‌رسانی، اجرای پروژه‌ها و... استفاده می‌کند. چارچوبی که برای جمع‌آوری مالیات مورد نظر است، باید به گونه‌ای باشد که هم کمترین صدمه را به کارایی اقتصادی بزند و هم اگر می‌تواند کمک به بحث توزیع درآمد کنند. اما مساله اساسی کارایی اقتصادی است و این‌که نباید مالیات‌ها طوری باشند که تخریب آنها بیش از فایده‌ای باشد که دولت می‌تواند با استفاده از مالیات به مردم برساند. پس این‌که ما پایه‌های مالیاتی و نرخ‌ها را چگونه تعیین کنیم، اهمیت پیدا می‌کند. گاهی ممکن است مالیاتی جمع‌آوری شود که صدمه آن به مراتب بیش از خدماتی باشد که منابع درآمدی آن می‌رساند. مشکلات در ساختار مالیاتی ما زیاد است از جمله این‌که پایه‌های مالیاتی ما کوچک است و از بخش کوچکی از جامعه مالیات گرفته می‌شود. به همین دلیل فشار روی بخش کوچکی متمرکز شده است و چون از بخش کوچکی مالیات می‌گیریم، سهم درآمدهای مالیاتی ما کم است، پس کشور ما نیازمند یک بازنگری و اصلاح ساختاری در نظام مالیاتی است. در شرایط کنونی چون دولت برنامه‌های اصلاحی و ساختاری در پیش دارد می‌توانیم از مالیات‌ها کمک بگیریم تا این روند سریع‌تر پیش رود. می‌دانیم که به‌دلیل پایین بودن قیمت انرژی در کشور، مصرف انرژی چه در سطح مصرف‌کننده چه در تولیدکنندگان، بسیار بالاست و ما دچار مشکل هستیم. تکنولوژی تولید ما نسبت به دنیا و سایر کشورها بسیار انرژی‌بر است، در نتیجه لازم است که با دادن علایم قیمتی و... بخش تولیدکننده را به سمت تکنولوژی برتر و مصرف‌کننده را به سوی صرفه‌جویی در مصرف انرژی هدایت کنیم. بخش تولیدکننده برای ارتقای سطح تکنولوژی خود نیازمند منابعی است که این منابع باید از طریق سود شرکت یا حمایت‌های دولت تامین شود. در چنین شرایطی می‌توان از طریق نرخ استهلاک که معمولا برای سرمایه‌گذاری‌ها و ماشین‌آلات تعیین می‌شود به کمک سرمایه‌گذاران رفت و به طریقی دولت همگام با سرمایه‌گذار شود. همچنین می‌توان نرخ مالیات تبعیضانه را برای بنگاه‌های اقتصادی و تولیدکننده‌هایی که به سمت صرفه‌جویی در مصرف انرژی می‌روند در نظر گرفت. البته بدیهی است که بعد از طی دوره‌ای مجددا باید به سازمان و ساختار غیرتبعیضی برگردیم. خانم امین‌رشتی در مورد مسائلی که دکتر پژویان توضیح دادند، توضیح بیشتری دهید. امین‌رشتی: ما وقتی می‌خواهیم مالیات را بر شرکت‌ها وضع کنیم از سود آنها مالیات خواهیم گرفت و این سود ناشی از درآمد منهای هزینه است. در بحث هزینه ما اگر اجازه دهیم که مؤدی مالیاتی ما به شکلی هزینه خود را بزرگ‌تر از مبلغ واقعی نشان دهد، در نتیجه سود کمتری را اعلام خواهد کرد و مالیات کمتری پرداخت می‌کند. بحثی که آقای دکتر تحت عنوان سیاست‌های تشویقی از سمت نرخ استهلاک مطرح کردند این است که وقتی می‌خواهیم کالایی را مستهلک کنیم در واقع آن کالا را با نرخ استهلاک به سمت هزینه‌ها هدایت خواهیم کرد، با توجه به این موضوع وقتی نرخ استهلاک بزرگ‌تر باشد پس هزینه بیشتری نشان داده و در نتیجه تمام هزینه‌ها بزرگ‌تر و سود کمتری نشان داده می‌شود. حالا اگر دولت به بعضی از بنگاه‌ها می‌تواند به‌دلیل صلاحدید و شرایط اجازه دهد با افزایش نرخ استهلاک و بالاتر مطرح کردن، سود کمتری را نشان دهد و شرکت مالیات کمتری پرداخت می‌کند. این موضوع یک سیاست‌ تشویقی است برای کسانی که کار تولیدی می‌کنند و می‌توانند به دلیل این‌که نرخ استهلاک را سریع‌تر انجام می‌دهند، سرمایه‌گذاری‌های جدید خود را به روزتر کنند. یعنی با این کار، دولت کارخانه‌ را به سمت تکنولوژی برتر هدایت خواهد کرد و در نهایت کارایی در اقتصاد افزایش می‌یابد. موضوع دیگر بحث آثار مالیاتی است که آقای دکتر مطرح کردند، ما اصولا هر نوع مالیاتی که داشته باشیم دو اثر در اقتصاد دارد که یکی اثر توزیعی و دیگری اثر تخصیصی است. اثر توزیعی به نحوه توزیع مالیات برمی‌گردد و مربوط به مالیاتی نیست که دولت دریافت می‌کند. به واقع سهم مالیاتی است که افراد پرداخت می‌کند و این‌که هر کدام از سهم‌ها چقدر است. مثلا اگر مالیات بر فروش در یک کالای خاص را در نظر بگیریم لزوما همه سهم مالیات را فروشنده نمی‌دهد، یک قسمت را فروشنده و یک قسمت را مصرف‌کننده خواهد داد و می‌توان آثار توزیعی روی مالیات یک کالای خاص را بررسی کرد که چگونه توزیع شده است. اگر در یک بحث مالیات‌ها به شکل مالیات‌های غیرمستقیم باشد، آثار توزیعی به‌طور شفاف مشخص نمی‌شود. مالیات‌های بر مصرف می‌توانند به لحاظ توزیعی آثار خوبی نداشته باشند که مالیات بر ارزش افزوده هم از این دست است اما این نوع مالیات‌ها به شدت درآمدزا هستند، زیرا پایه‌های گسترده‌ای دارند، ما همیشه در اقتصاد می‌گوییم که هیچ پدیده‌ای کاملا مثبت نیست و هر پدیده‌ای آثار مثبت و منفی دارد. مالیات هم این مشخصه را دارد و وقتی من نوعی مالیات بر ارزش افزوده و مالیات بر مصرف و فروش را اعمال می‌کنم، حسن آن پایه‌های گسترده و درآمد بالای آن است و دولت می‌تواند با نرخ کم درآمد مالیاتی بسیار زیادی را کسب کند، اما به لحاظ توزیعی مالیات‌های خوبی نیستند. آثار تخصیصی مالیات به این اشاره دارد که وقتی مالیات اعمال می‌شود، منابع را از یک سمت به سمت دیگر هدایت می‌کند و این جهت به محلی بستگی دارد که مالیات در آنجا اعمال می‌شود. وقتی مالیات در یک نقطه اعمال می‌شود، منابع از آنجا دور می‌شوند و به سمتی که مالیات کمتر است حرکت می‌کنند. در نتیجه آثار تخصیصی می‌توانند تاثیر زیادی در اقتصاد داشته باشند و برای سیاست‌گذاری‌های مالیاتی دولت بااهمیت هستند. دولت باید بداند وقتی نرخ مالیاتی را تعیین یا پایه‌های مالیاتی را معرفی می‌کند دو اثر ذکر شده می‌توانند چه آثاری در جامعه بگذارند و در بحث آثار مالیاتی چه توزیعی و چه تخصیصی نمی‌توان گفت که یک مالیات هر دوی این آثار را در شرایط مطلوب دارد. در نتیجه این دو اثر را باید تواما در نظر داشت که در هر زمان بهترین کارایی را داشته باشند. البته بحث‌های جدیدی مطرح شده که مالیات‌های سبز به‌دلیل شرایط خاص می‌تواند عدم کارایی را به نوعی جبران کند. در مورد مالیات بر ارزش افزوده توضیح دهید. مالیات بر ارزش افزوده در کشور ما یک بحث جدید است ولی بسیاری از کشورهای دنیا این مالیات را وضع کرده‌‌اند. ابتدا مالیات بر ارزش افزوده را با یک مثال توضیح دهم، وقتی پنبه تبدیل به نخ می‌شود، ریسنده یک کالای جدید تولید کرده و برای تبدیل پنبه به نخ اقدامات و هزینه‌هایی شده که روی آن مالیات وضع می‌شود. این نوع مالیات یک نوع مالیات بر پایه هزینه است زیرا به نوعی روی بازار وضع می‌شود. در مراحل بعد نیز که نخ به پارچه و لباس تبدیل می‌شود، مالیات فقط روی هزینه‌ها، گرفته می‌شود. این نوع مالیات به دلیل گستردگی پایه‌های مالیاتی، بسیار درآمدزا و مورد توجه دولت‌هاست. نکته دیگر این‌که در این مالیات، فرار مالیاتی بسیار کمی داریم زیرا کالای تولیدی می‌تواند ماده اولیه کالای دیگری باشد. برای مثال من وقتی نخ را به‌عنوان یک ریسنده تولید می‌کنم باید آن را به کارخانه پارچه‌بافی بفرستم و فروش این کالا برای من درآمد دارد و برای فرد دوم هزینه محسوب می‌شود، در نتیجه شخص اول برای این‌که بخواهد مالیات کمتری دهد، ترجیحا هزینه را بیشتر نشان می‌دهد اما اگر من درآمد خود را کمتر معلوم کنم، فرد دوم هزینه‌اش کمتر می‌شود و در نتیجه شخص دوم زیر بار تبانی نمی‌رود که این موضوع به شکل متصل و بدون دخالت دولت باعث عدم فرار مالیاتی می‌شود به شرط این که نرخ‌های مالیاتی یکسان در نظر گرفته شود و شفافیت مورد نظر در بازار وجود داشته باشد. گاهی اوقات این ذهنیت پیش می‌آید که در مالیات برارزش افزوده، تولیدکننده‌ها، بنگاه‌های اقتصادی و صنوف می‌توانند مالیات را به مصرف‌کننده تحمیل کنند اما این‌طور نیست و اگر یک بنگاه چنین کاری کند و حتی مبلغی را به کالا اضافه کند، در نهایت به دلیل کاهش میزان تقاضا، قسمتی از مالیات را خود تولیدکننده پرداخت خواهد کرد. یعنی اگر مالیات بر ارزش افزوده وضع شود نه به‌طور صرف تولیدکننده آن را پرداخت می‌کند و نه به‌طور صرف مصرف‌کننده. در نتیجه بحثی که مالیات بر ارزش افزوده به‌طور کامل به مصرف‌کننده منتقل می‌شود اشتباه است. 

www.gostareshonline.com

ارسال شده توسط Mehrdad M.tabrizi در ساعت 09:12 ب.ظ | نظرت شما ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی
An Evaluation of Internet Banking in Turkey 2
An Evaluation of Internet Banking in Turkey 1
Challenges Faced by Sudanese Banks in Implementing Online Banking
مراودات مالی 45 میلیارد دلاری ایران با 39 بانك بزرگ دنیا
جهش خدمات بانکداری الکترونیک در بانک ملی
رفع محدودیتهای تاسیس 6 بانک خارجی در ایران
تشریح علل و عواقب افزایش مطالبات معوق در گفت‌وگوی دو ساعته با خاوری2
تشریح علل و عواقب افزایش مطالبات معوق در گفت‌وگوی دو ساعته با خاوری1
تازه‌های وب و اینترنت؛
بررسی تاثیر قوانین بانكداری بر عملكرد اقتصادی یا سیاسی نظام بانكی كشور
بازخوانی یك تجربه جهانی برای یافتن الگویی برای ایران/2
/بازخوانی یك تجربه جهانی برای یافتن الگویی برای ایران/1
عضو هیات علمی پژوهشكده امور اقتصادی در گفت‌وگو با فارس مطرح كرد:
تاسیس بانک اصناف،رویایی که محقق نمی شود
بررسی فن آوری های اولویت دار كشور
صندوق بین‌المللی پول:
دکتر بهمنی:'
از ابتدای سال 2010 میلادی
تدابیر بانك مركزی در سال 89 برای نظارت بر سیستم بانكی
گزارش تحلیلی مقایسه ای فارس از
تحلیل عوامل اقتصادی اثرگذار بر پدیده فسادمالی
بانک رفاه و بانکداری الکترونیکی2 مهدی خواجوی
تحقیق دانشجویی
تحقیق دانشجویی
تحقیق دانشجویی
سوئیفت چیست؟2
تحقیق دانشجویی
اعتبار اسنادی 2
تحقیق دانشجویی
تحقیق دانشجویی